|
!!!!!!!!!!!!!!!! هرگز !!!!!!!!!
بی تو هرگز |
||||||||
|
|
|
|||||||
|
درباره وبلاگ
بچه های با معرفت سلام!!! فهرست اصلی آرشیو موضوعی دوستان پیوندهای روزانه نوشته های پیشین طراح قالب |
تا به حال کسی فکر کرده که صبر به چه معناست؟واقعا" عجب صبری خدا دارد
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
ناز بر يك ناروا گرديده و خواري فروشد
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
كه مي ديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش
عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين
مخلوق بي وجدان را دارد !
من دارم ۴شنبه همین هفته میرم گرگان
کسی سوغاتی نمیخواد؟
من و تنها نذارین(آرش)
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:25 موضوع: | لینک ثابت كاش بودي پيش آرش
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:21 موضوع: | لینک ثابت شما نميشناسينش؟؟؟؟اصلا" هست؟؟؟
خدایا! دنبال «یکی» می گردم که: هر چی بگم ،هیچی نگه.هیچی نگم ،هیچی نگه. سرش داد زدم، جواب نده. تو گوشش زدم، اخم نکنه. فحشش دادم، قهر نکنه. حال ندارم ،حرف نزنه. خواب که میرم ،قصه بگه.بیدار می شم،نازم کنه. شاکی شدم،لج نکنه. حرف که زدم،گوش بکنه.حرف نزدم،جواب بده،توی چشام نگاه کنه،از ته دل صدام کنه،بگیره بوسم کنه،ماچم کنه،اون از دلم حرف بزنه،اون از من و شبام بگه،اون از همه ابرا بگه،هر چی می گه بگه ولی منم یادش نره وای چی می شه اون موقع منم براش حرف می زنم،نه دیگه سرش داد می زنم،نه تو گوشش می زنم،اصلا برا چی فحش بدم.اون موقع حال دارم و خواب ندارم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:16 موضوع: | لینک ثابت آرش
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد و گیسوان بلندش را - به باد ها می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برا ی کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را - نثار من می کرد. دلم برای کسی تنگ است که تا شمالی ترین شمال و در جنوب ترین جنوب همیشه در همه جا -آه با که توان گفت که بود با من و - پیوسته نیز بی من بود و کار من ز فراقش فغان و شیون بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی ..... - دگر کافی ست من دارم میرم گرگان واسم نظر بزارین(آرش)
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:14 موضوع: | لینک ثابت سلاممممممممممممممممممممم!!!! به همه بازم سلام من دارم میرم گرگان!!!! راستش همیشه گرگان رو دوست داشتم ببینم ولی قسمت نمیشد البته یه سری رفتم آ ولی دوست داشتم یه مدت طولانی اونجا باشم ولی نمیشد تا اینکه امروز ۷ مرداد ماه از شرکت باهام تماس گرفتند و گفتند که باید برم گرگان !!! خوب بالاخره این کاره من باعث شد که من به گرگان هم برم!!! نمیدونم چرا ولی هم خوشحالم هم ناراحت !!! شما دعا کنید که بهم خوش بگذره و کارام رو به راه بشه!! خیلی این روزها پکرم نمیدونم چرا!!! اصلا" حال و حوصله ندارم البته گذراستا!!٬!٬٬ شما هم که واسم نظر نمیذارین معلومه که من بی حوصله میشم!!! راستی شما هم اگه تابستون رفتین سفر به یادم باشینا٬٬٬ باییییییییییییییی
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:11 موضوع: | لینک ثابت اینم اس ام اسهای آرشی جون
دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي يدن ميكنه ميشه : ترك =خر ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
1. #==#==#==#==#==#==#==#==# ==#==
hoy اين مسيج رو وقتي دور و اطرافت كسي نيست بخون! . . . . . . . . . . . . . . . . اگه عجله داري برو يه جاي خلوت و تنهايي بخون . . . . . . . . . . . . . . . . پشت سرت رو بپا! . . . . . . . . . . . . . . . . كسي نيست؟ داري ميخوني؟ . . . . . . . . . . . . . . . . خوب! خدا رو شكر كه كسي نيست ببينه سر كاري!
تركه راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم تاريخ انقضاي خنده روي صورت هيچكس حك نمي شود الايا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولي تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها
يكي از عكساتو يادگاري بده ميخوام بزارم لب قندون بچه به قند دست نزن امشب قراره ساعت سه نيمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن... خواب نموني هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد. زيرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هيدروجن و يک اوکسي جن! اگه ميدونستي دستاي من چقدر به دستاي گرمت نياز داره هيچ وقت اونا رو تو دماغت نمي كردي
احوالپرسي لرا : حالا ما تلفن نداريم شما نبايد يه زنگ به ما بزنيد؟ يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه.تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن:ا... ا... ا... ا...ترکه ميگه:خيلي خوب يه روز يه تهرونيه...باز همه ميگن:ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه:باشه بابا... يه روز يه ترکه...همه ميگن:خب خب؟ ميگه:يه روز يه ترکه ميافته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!
ترکه خيلي خوشحال، اس ام اس هاشو باز مي کنه مي بينه جوک نيست... اگر روزي به يادت گريه كردم ... بدان آن روز پيازي رنده كردم
قانون 18 انيشتن :اگه بتوني با سرعت نور به تمام افتخاراتت گند بزني انوقت بهت مي گن زيند الدين زيدان
سهميه اب براي دستشويي اعلام شد شيعه شش ليتر سني ده ليتر ترک و لر به دليل دو گانه سوز بودن و استفاده از سنگ و کلوخ يک ليتر
ترکه داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده به تركه ميگن مبارك باشه ازدواج كردي...ميگه دائمي نيست...اعتباريه
از يه ترکه مي پرسن که براي بستن يک لامپ به چند نفر ترک احتياج داري؟ مي گه 3 نفر مي گن چرا 3 نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
تركه از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده تركه ميگه :هيچي بابا پوزه آسانسورمونو زدم
لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چيه؟
تسخير يک کشور بزرگ از تسخير قلب کوچک يک زن آسانتر است (ناپلئون بناپارت)
گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه!
حيف نون ميره خواستگاري. ازش مي پرسن چه كاره اي؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم! عروس وارد يك مجلس مي شه، چه ساده با گريستن خويش زاده ميشويم و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا ميرويم و در ميان اين دو سادگي معنايي ميسازيم به نام زندگي در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمييابند؛ برترين خردمندان و پستترين بيخردان آموزش زبون مشهدي : يک فعل 4 منظوره در لهجه مشهدي : 1-موبوروم ؛ من برم . 2- موبوروم ؛ ميبوررم (يهني قيچي کردن). 3- موبوروم ؛ ميبرم. 4- موبوروم ؛ من برنده ميشم ترکه رو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن حس که پيدا شد، عشق باريدن گرفت؛ هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن؛ پس ساده ميگويم، ساده........دوستت دارم.
وقتي کسي به تو گفت که از ته دل دوستت دارم، مواظب باش. چون هنوز جايي در بالاي دلش براي ديگران هست برف باريد و خدا پاكي خود را به زمين هديه كرد. زمين مغرور شد كه سفيد است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابي، اشتباه زمين را به وي گوشزد كرد ترکه بي هوا مي آد تو خونه خفه ميشه
از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد ديباچه عشق و عاشقي باز شود ..... عاشورا هر ورز در کربلاي دلمان اتفاق مي افتد. بکوشيم حسين دل به دست يزيد نفس لب تشنه شهيد نشود
در خيمه کسي در اتش تب مي سوخت تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل سلامم به گرماي قلب تو دوست دلم لحظه اي با دلت روبروست بگو عاشقي تا سلامت کنم تمام دلم را بنامت کنم قصه نيستم، که بگويي... نغمه نيستم، که بخواني... صدا نيستم، که بشنوي... يا چيزي چنان که ببيني... يا چيزي چنان که بداني ... من درد مشترکم.. مرا فرياد کن..
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنيا طعم صلح را مي چشد
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند. پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد. در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:27 موضوع: | لینک ثابت
تو اخرين اميدي واسه دل شكستم با حس بودن تو دوباره جون ميگيرم تحفه ي ناقابلي هست بيا ز دستانم بگير برو فكر منم نباش شايد كه اين خواست خداست بدون همون جا خاك شده دلي كه از عشقت ميمرد
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:22 موضوع: | لینک ثابت آرش
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:22 موضوع: | لینک ثابت خواهشا" نظر بدین
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده... چقدر سخته پشت بهش دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب از میان این همه صدا و این همه تصویر...هیچ کدام جای صدا و تصویر تو را نمی گیرند چند تا عکس.......بی نظر نمونه هااااااااااااااااااااااااااااااااااا......
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:21 موضوع: | لینک ثابت
امان از عشق!!! مشخصات زيست محيطي اقايون خاطر خواه... پسري كه خاطر خواه شماست (اخ كجايي خاطر خواه!) و واقعا شما را دوست داره دست به اين كارا ميزنه... 1.سعي ميكنه خيلي از اوقات خودش رو با شما بگذرونه حتي زماني كه فرصتش كم باشه. 2.با شما شوخي ميكنه و سعي ميكنه با اداي يه سري كلمات محبت و دوستي خودش رو نشون بده(مثلا ميگه اگه بد خواه مدخواه داري جون دادا بگوهاااااااا) 3.سعي ميكنه كه روي شما تاثير خوب بگذاره و هي ميخواد به شما كمك كنه. 4.در جمع دوستان رفتار و برخورد خيلي بهتري با شما داره. 5.مرتب به دنبال شما ميگرده و يا از دوستان سراغ شما رو ميگيره و گاهي از دوستانت يكسري سوالات در مورد تو ميپرسه. 6.اگر مساله اي پيش بياد از شما حمايت و دفاع ميكنه. 7.هر وقت به او احتياج داشته باشي...از كمك و پشتيباني دريغ نميكنه. 8.يكسري جملات و كلمات جدي به شما ميگه...مثلا(ايكاش مال هم بوديم...) 9.اگه امكانش رو داشته باشه به شما زنگ ميزنه كه با شما صحبت كنه ...بدون اينكه حرف يا مطلب خاصي رو بخواد به شما بگويد. 10.توي چشمات خيره ميشه اما وقتي ازش ميپرسي دليلش رو بهت نميگه. 11.وقتي با هم هستين خيلي شاد و شنگول هست.ميخنده و سعي ميكنه كه تو رو هم بخندونه و شاد كنه. 12.اگه امكانش باشه تا سر كلاس يا دم در خونه تو رو همراهي ميكنه. 13.اگه با هم هستين احساس راحتي ميكني و خيلي پر حرف ميشي. | |||||||