|
!!!!!!!!!!!!!!!! هرگز !!!!!!!!!
بی تو هرگز |
||||||||
|
|
|
|||||||
|
درباره وبلاگ
بچه های با معرفت سلام!!! فهرست اصلی آرشیو موضوعی نوشته های پیشین طراح قالب |
یادت نره نبودنت جونمو آتیش می زنه
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 17:11 موضوع: | لینک ثابت
.....امشب در خلوت تنهایی ام آهسته بی او گریه کردم. کاش صدای هق هق گریه ام را باد به او می رساند تا بداند بی او چی می کشم..... سلام....اول باید به عرض دوستان برسونم این وبلاگ کامنتش شعرای سهراب سپهریه ....چندتا از دوستان گفتم که من منبع بذارم ....اگه اولین کامنت رو خونده بودن می فهمیدن...ولی اشکال نداره....چون من عاشق سهرابم...شعراش رو خیلی دوست دارم....خیلی وقت بود که لای کتاب سهراب رو باز نکرده بودم.....و این وبلاگ بهانه ای شد که من دوباره جذب سهراب بشم...یکی هم گفته بود که دست نوشته خودم هم بنویسم...آخه من اگه بخوام بگم که یه کتاب می شه خیلی خوبه آدم احساس کنه تو دنیا یه پشتوانه ی محکمی داره ... وقتی بهش فکر می کنی احساس کنی اگه اون باشه دیگه هیچ غمی نداری....و چه بده همین کسی که چنین احساسی بهش داری یهو و بی دلیل تنهات بذاره....آدم هم اگه آدم باشه به خدا داغون می شه ...همه آرزوهات فنا میشه.....دیگه اون موقع هست که باید فراموش کنی.....تنهات گذاشت یه طرف، فراموش کردنش یه طرف....هرچند که آدم می گه «فراموش می کنم »ولی هیچ وقت نمی تونه....باور کن...مگر این که آلزایمر بتونه باعث فراموشی بشه..... اون هم خیلی کم پیش میاد با آلزایمر فراموش بشه... الان بد جور داغونم کرده....اون کسی که احساس می کندم پشتم رو می گیره و ترکم نمی کنه....حالا ترکم کرده...شاید هم اون زود ترازمن تونسته موفق بشه که منو فراموش کنه....ولی من هنوز نتونستم با دلم کنار بیام ...دیگه از دست بهونه های دلم خسته شدم....شما بگین من چی کار کنم....این روزا فقط یاد خدا تونسته آرومم کنه و بس...من از خدا نا امید نمی شم....اینو خودش یادم یاد...ولی خودش زود نا امید شد...خیلی زود. «چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست»جمله قشنگه...واقع بینانه بیان شده....این جمله رو هم خودش جای نوشته بود...ولی نمیدونم برای کی نوشته بود....ولی من این جمله رو برای اون می نویسم...هرچند می دونم شاید هیچ وقت این متنها رو نخونه.... خیلی سخته از کسی که دوست داری تحقیر بشی...اون خیلی تحقیرم....ولی هیچ وقت نفهمید...خیلی التماسش کردم برگرده....ولی ...از سر لجبازی هم که شده برنگشت... این روزا هیچکی به آدم کمک نمی کنه مگر یه دوست واقعی .... حالا اگه او دوست تنهات بذاره...چاره ای جز توکل بر خدا نداری..من هم همین کار رو کردم...توکل بر خدا....می گن خدا خیر و صلاح آدما رو بهتر می دونه ....برای همین از خدا خیر و صلاحم رو می خوام....تنها کسی که تو این روزا بزرگترین کمک رو بهم کرد خدا بود... [خدا جون خیلی دوست دارم...اون زمان که من بد بودم...هیچ وقت تنهام نذاشتی ولی باز من بد و بد تر شدم...و حالا که شاید یکی از بنده های خوبت هستم باز هم تنهام نذاشتی...اون دوست واقعی تو هستی ...خدا جون هیچ وقت تنهام نذار....خیلی دوست دارم.] گر فراموشت کنم بر من حرام است زندگی ......................... خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ، خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد . خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ، خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد ....................... کاش در مهر و محبت شک نبود. تک سوار مهربانی تک نبود
دوباره در سکوت خود شکستم نیامدی سوال کردم از خدا نشان خانه ی تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم نیامدی
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 17:8 موضوع: | لینک ثابت اینم واسه عاشقا اگر الان عشقی هم باشه عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد عشق طوفانی و متلاطم است دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد عشق یک فریب بزرگ و قوی است دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بي انتها و مطلق عشق در دریا غرق شدن است دوست داشتن در دریا شنا کردن عشق بینایی را می گیرد دوست داشتن بینایی می دهد عشق خشن است و شدید و ناپایدار دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار عشق همواره با شک آلوده است دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد عشق تملک معشوق است دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند در عشق رقیب منفور است، در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند” عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 17:1 موضوع: | لینک ثابت بیچاره
ای بابا این آقاهه چرا انقدر داد میزنه و گریه میکنه؟
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 16:59 موضوع: دوستی 2ختر و پسر(2ختر ,پسرای عاشق) | لینک ثابت سلام سلام خوبین همگییییییییییی من امروز سر حال نیستم و حال و حوصله ندارم فقط اومدم که یه سلامی گفته باشم و شما هم فکر نکنید که من خدایی نکرده مردم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ساعت 16:53 موضوع: | لینک ثابت سلام بازم سلام سلام بعضی ها به من اعتراض میکنن که این چه وب لاگ مسخره ای هست منم بهشون میگم مرسی واقعا" مرسی ولی بگین چرا مسخره است؟ میگن به خاطر این که شبیه دفتر خاطره میمونه که گذاشتی همه بخونن؟ منم میگم چه کار کنم دلم به همین یه وب لاگ خوشه که فقط میتونم توش حرفام و بزنم نمیدونم این کارم درسته یا نه شاید هم حق با اونا باشه که منو مسخره میکنن ولی من باز کار خودم و میکنم اصلا" از بچگی من سرتق بودم هنوزم که هنوزه خودمم نتونستم خودم رو بشناسم ولی شما هم زیاد به من ایراد نگیرین خواهش میکنم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 17:53 موضوع: | لینک ثابت سلام سلام من بالاخره از بوشهر رفتم جاتون خالي با ماشين شركت رفتيم تا تهران و كلي بهمون خوش گذشت درسته كه با ماشين خيلي بيشتر از هواپيما طول ميكشه ولي خيلي هم بيشتر حال ميده خلاصه رفتيم تهران و يه 4 روزي مونديم و بعد دوباره اومدم ماموريت كه هنوزم تو ماموريتم اهان نگفتم كجا هستم من الان نيشابورم شهر خيلي جالبيه بهتون پيشنهاد ميكنم واسه گردش حتما بياين اين شهر راستي من يادم رفت بگم كه تو راه برگشت از بوشهر من بالاخره تونستم شهر شيراز رو ببينم كه تا به حال نديده بودمش شيراز هم جاي خيلي باحاليه ايشالله كه چند وقت ديگه هم جور شه و من برم استراليا و اونجا رو هم ببينم من با يكي از دوستام ميخوايم بريم اونجا ادامه تحصيل بديم بچه ها واسم دعا كنيد كه زودتر كارام جور بشه و برم واستون كانگورو بيارم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 20:27 موضوع: | لینک ثابت سلام دوباره سلام جای همتون خالی من اینجا تو گرمترین نقطه ایران شدید ترین سرما خوردگی رو گرفتم فکر کنم به خاطر دریاست آخــــه ما هر شب ساعت ۱ شب با دوستـام میریم شنا خیلی فاز میده اونم از نوع مثبت ولی دیشب سرما خوردم الانم دارم میمیرم .ولی از اونجا که من پر رو تر از این صحبتها هستم امشب هم با دوستان میریم دریا و شنا جه کار کنیم بوشهر فقط یه دریا داره اونم تازه زیاد تمیز نیست به خاطر نفت و فاضلاب شهری ولی به هر حال خیلی فاز میده واسم دعا کنیــد که سریع خوب بشم فعلا" بای واسم نظر بذارین خوشحال میشم بای تا های
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ساعت 22:39 موضوع: دوستی 2ختر و پسر(2ختر ,پسرای عاشق) | لینک ثابت
سلام من فقط اومدم بگم که زنده ام و هنوز بوشهرم و اینجا به خاطر گرد و غبار همه پرواز ها کنسل شده و معلوم نیست کی بیام تهران ولی مطمئنا" هفته آینده میام کاش دیگه نیام این بوشهر هیچ چیز قشنگی نداره اینجا انقدر هم هواش آلوده هست که نگو گرما و شرجیش به کنار خفههههههههههه شدم کمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم کنید
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 16:6 موضوع: | لینک ثابت چه هوای گرمییییییییییییییی کی تا حالا تو گرمای جنوب بوده؟ اینجا هوا واقعا" غیر قابل تحمله من بیچاره شدم.....فکر نکنم زنده برگردم تهران
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 21:45 موضوع: | لینک ثابت سلااااااااااااااام 2باره سلام ببخشید که من دیر به دیر میام و مطلب خاصی هم نمینویسم من الان بوشهرم جاتون خالی دارم از گرما میمیرم هیشکی منو دوست نداره اینجا خیلی باحاله ما با همکارام و دوستام هر شب میریم دریا شنا فکر نمیکردم آب دریا انقدر شور باشه آخه ما که میریم همیشه شمال آبش انقدر شور نیست ولی یه جورایی خیلی باحاله اینجا کار من خیلی زیاده نمیدونم شما چه موقع دارین این مطلب رو میخونید ولی من الان میگم که شنبه دارم بر میگردم تهران امیدوارم که دفعه بعد منو واسه ماموریت اینجا نفرستن چون واقعا" گرم و داغه
خوب شما چه خبر؟ خوش میگذره بهتون؟ خانواده خوبن؟چرا دمه در وایسادین بفرمایید تو معذرت میخوام اینا از اثراته گرماست میام تهران ۲رست میشه
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 ساعت 20:43 موضوع: | لینک ثابت سلام بازم سلام من الان میاندوآب هستم و دارم فردا بر میگردم تهران!!! جا همتون خالی خیلی هال داد این سری ولی من ضد حال خوردم اونم این بود که پاسپورت نداشتم برم ترکیه همه همکارام رفتن و من موندم این طرف ولی حتما" دفعه بعد باهاشون میرم٬٬٬
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 18:19 موضوع: | لینک ثابت
سلام!!!! با عرض سلام خدمت تمامی دوستان که به من لطف دارن من به همتون حق میدم که دیگه به من سر نزنین چون من وقت ندارم که آپ کنم معذرت میخوام ولی اینو یهتون بگم که من هر وقت وقت کنم سر میزنم به این وب لاگم و نظرات قشنگتون رو می خونم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 18:0 موضوع: | لینک ثابت یادش به خیر !!! این عکس ها رو میاندوآب انداختیم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:59 موضوع: | لینک ثابت خیلی دیووووووووووووووووووونه ای آرش
اگه یکی رو دیدی که وقتی داري رد می شی بر میگرده و نگات میکنه بدون براش مهمی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده و با عجله می یاد سمت تو بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی اگه یکی رودیدی که وقتی داری گریه می کنی برمیگرده میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت می کنه بدون عاشقته اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش می کنی فقط سکوت می کنه بدون دیوونته اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چی بودی اگه یکی رو دیدی که از یه روزبی تو بودن می ناله بدون که بدون تو می میره اگه یکی رو دیدی که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:50 موضوع: | لینک ثابت خیلی سگ و گربه دوست دارم!!! تو چطور؟آرش
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:48 موضوع: | لینک ثابت هیچ وقت سعی نکنید کاری رو از خارجی ها تقلید کنید چون نمیتونید(آرش)
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:45 موضوع: | لینک ثابت ای نور جان من از من جدا مشو(آرش)
ای نور جان من از من جدا مشو دیگر مسافره ویرانه ها مشو هر دم برای تو شعری سروده ام همواره عاشقِ چشم تو بوده ام باید برای تو جان را فدا کنم در آسمان تو عشق را صدا کنم در آسمان شب ای ماه من بیا من بی تو مانده ام این سوی لحظه ها در جستجوی عشق جانم فدای تو در گفتگوی عشق آید صدای تو... آرش
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:43 موضوع: | لینک ثابت البته اینا که به تو نمیرسن ولی حیف که عکس تورو آرش نداشته که بزاره جای اینا
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:40 موضوع: | لینک ثابت واسه شب یلدا من آپ نکرده بودم!!! شرمنده
عمرتون صد شب یلدا دلتون قدر یه دنیا روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندونه ، خندتون مانند پسته وعمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک. یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت یلدایتان مبارک. چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:38 موضوع: | لینک ثابت چرا اومدی ؟؟؟ چرا رفتی؟؟؟؟آرش
با خودم عهد بسته بودم که دلتنگی نکنم, اما گاهی دلتنگی برای تو, چاره من است برای رهایی از دلتنگی های روزمره گاه و بیگاه... امشب می خواهم یادم بیاید که دلتنگت بودم, هستم, و......... رفتنت معنا کرد واژه غربت را ..................
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 18:35 موضوع: | لینک ثابت تا به حال کسی فکر کرده که صبر به چه معناست؟واقعا" عجب صبری خدا دارد
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
ناز بر يك ناروا گرديده و خواري فروشد
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم
كه مي ديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش
عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين
مخلوق بي وجدان را دارد !
من دارم ۴شنبه همین هفته میرم گرگان
کسی سوغاتی نمیخواد؟
من و تنها نذارین(آرش)
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:25 موضوع: | لینک ثابت كاش بودي پيش آرش
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:21 موضوع: | لینک ثابت شما نميشناسينش؟؟؟؟اصلا" هست؟؟؟
خدایا! دنبال «یکی» می گردم که: هر چی بگم ،هیچی نگه.هیچی نگم ،هیچی نگه. سرش داد زدم، جواب نده. تو گوشش زدم، اخم نکنه. فحشش دادم، قهر نکنه. حال ندارم ،حرف نزنه. خواب که میرم ،قصه بگه.بیدار می شم،نازم کنه. شاکی شدم،لج نکنه. حرف که زدم،گوش بکنه.حرف نزدم،جواب بده،توی چشام نگاه کنه،از ته دل صدام کنه،بگیره بوسم کنه،ماچم کنه،اون از دلم حرف بزنه،اون از من و شبام بگه،اون از همه ابرا بگه،هر چی می گه بگه ولی منم یادش نره وای چی می شه اون موقع منم براش حرف می زنم،نه دیگه سرش داد می زنم،نه تو گوشش می زنم،اصلا برا چی فحش بدم.اون موقع حال دارم و خواب ندارم
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:16 موضوع: | لینک ثابت آرش
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد و گیسوان بلندش را - به باد ها می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برا ی کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را - نثار من می کرد. دلم برای کسی تنگ است که تا شمالی ترین شمال و در جنوب ترین جنوب همیشه در همه جا -آه با که توان گفت که بود با من و - پیوسته نیز بی من بود و کار من ز فراقش فغان و شیون بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی ..... - دگر کافی ست من دارم میرم گرگان واسم نظر بزارین(آرش)
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:14 موضوع: | لینک ثابت سلاممممممممممممممممممممم!!!! به همه بازم سلام من دارم میرم گرگان!!!! راستش همیشه گرگان رو دوست داشتم ببینم ولی قسمت نمیشد البته یه سری رفتم آ ولی دوست داشتم یه مدت طولانی اونجا باشم ولی نمیشد تا اینکه امروز ۷ مرداد ماه از شرکت باهام تماس گرفتند و گفتند که باید برم گرگان !!! خوب بالاخره این کاره من باعث شد که من به گرگان هم برم!!! نمیدونم چرا ولی هم خوشحالم هم ناراحت !!! شما دعا کنید که بهم خوش بگذره و کارام رو به راه بشه!! خیلی این روزها پکرم نمیدونم چرا!!! اصلا" حال و حوصله ندارم البته گذراستا!!٬!٬٬ شما هم که واسم نظر نمیذارین معلومه که من بی حوصله میشم!!! راستی شما هم اگه تابستون رفتین سفر به یادم باشینا٬٬٬ باییییییییییییییی
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 19:11 موضوع: | لینک ثابت اینم اس ام اسهای آرشی جون
دانش آموزه سركلاس ميره با قوانين رياضي ثابت كنه تركا خرن، ميگه قبول دارين بادكنك كه بخرين آخرش مي تركه . همه ميگن : بله . بعدش مي نويسه :بادكنك خريدن = بادكنك تركيدن . بعدش بادكنك رو از طرفين ساده ميكنه ميشه : خريدن = تركيدن . بعدش دو طرف مساوي رو منهاي يدن ميكنه ميشه : ترك =خر ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست
1. #==#==#==#==#==#==#==#==# ==#==
hoy اين مسيج رو وقتي دور و اطرافت كسي نيست بخون! . . . . . . . . . . . . . . . . اگه عجله داري برو يه جاي خلوت و تنهايي بخون . . . . . . . . . . . . . . . . پشت سرت رو بپا! . . . . . . . . . . . . . . . . كسي نيست؟ داري ميخوني؟ . . . . . . . . . . . . . . . . خوب! خدا رو شكر كه كسي نيست ببينه سر كاري!
تركه راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم تاريخ انقضاي خنده روي صورت هيچكس حك نمي شود الايا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولي تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها
يكي از عكساتو يادگاري بده ميخوام بزارم لب قندون بچه به قند دست نزن امشب قراره ساعت سه نيمه شب عقب مونده ها رو شفا بدن... خواب نموني هنگام نوشيدن آب سه تا بسم الله بگوييد. زيرا در آب سه تا جن وجود دارد: دوتا هيدروجن و يک اوکسي جن! اگه ميدونستي دستاي من چقدر به دستاي گرمت نياز داره هيچ وقت اونا رو تو دماغت نمي كردي
احوالپرسي لرا : حالا ما تلفن نداريم شما نبايد يه زنگ به ما بزنيد؟ يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه.تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن:ا... ا... ا... ا...ترکه ميگه:خيلي خوب يه روز يه تهرونيه...باز همه ميگن:ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه:باشه بابا... يه روز يه ترکه...همه ميگن:خب خب؟ ميگه:يه روز يه ترکه ميافته تو چاه توالت درش ميارن ميبينن فارسه!
ترکه خيلي خوشحال، اس ام اس هاشو باز مي کنه مي بينه جوک نيست... اگر روزي به يادت گريه كردم ... بدان آن روز پيازي رنده كردم
قانون 18 انيشتن :اگه بتوني با سرعت نور به تمام افتخاراتت گند بزني انوقت بهت مي گن زيند الدين زيدان
سهميه اب براي دستشويي اعلام شد شيعه شش ليتر سني ده ليتر ترک و لر به دليل دو گانه سوز بودن و استفاده از سنگ و کلوخ يک ليتر
ترکه داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده به تركه ميگن مبارك باشه ازدواج كردي...ميگه دائمي نيست...اعتباريه
از يه ترکه مي پرسن که براي بستن يک لامپ به چند نفر ترک احتياج داري؟ مي گه 3 نفر مي گن چرا 3 نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
تركه از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده تركه ميگه :هيچي بابا پوزه آسانسورمونو زدم
لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه تركه زنش رو ميبره سونوگرافي ، بهش ميگن بچت پسره . مي گه : ااا ... تورو قرآن اسمش چيه؟
تسخير يک کشور بزرگ از تسخير قلب کوچک يک زن آسانتر است (ناپلئون بناپارت)
گوسفنده مشما مي خوره، شير پاكتي توليد مي كنه!
حيف نون ميره خواستگاري. ازش مي پرسن چه كاره اي؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم! عروس وارد يك مجلس مي شه، چه ساده با گريستن خويش زاده ميشويم و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا ميرويم و در ميان اين دو سادگي معنايي ميسازيم به نام زندگي در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمييابند؛ برترين خردمندان و پستترين بيخردان آموزش زبون مشهدي : يک فعل 4 منظوره در لهجه مشهدي : 1-موبوروم ؛ من برم . 2- موبوروم ؛ ميبوررم (يهني قيچي کردن). 3- موبوروم ؛ ميبرم. 4- موبوروم ؛ من برنده ميشم ترکه رو به زور وادار به نماز خوندن مي کنن. بعد مي بينن نشسته داره همين جوري دعا مي کنه. ميرن گوش ميدن مي بينن ميگه: خدايا اينا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن حس که پيدا شد، عشق باريدن گرفت؛ هيچ ميداني رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن؛ پس ساده ميگويم، ساده........دوستت دارم.
وقتي کسي به تو گفت که از ته دل دوستت دارم، مواظب باش. چون هنوز جايي در بالاي دلش براي ديگران هست برف باريد و خدا پاكي خود را به زمين هديه كرد. زمين مغرور شد كه سفيد است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابي، اشتباه زمين را به وي گوشزد كرد ترکه بي هوا مي آد تو خونه خفه ميشه
از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار عمري با غم عشقت نشستم ........ به تو پيوستم واز خود گسستم ...... وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود ....... تو را ديدم. پرستيدم . شکستم براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا
قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد ديباچه عشق و عاشقي باز شود ..... عاشورا هر ورز در کربلاي دلمان اتفاق مي افتد. بکوشيم حسين دل به دست يزيد نفس لب تشنه شهيد نشود
در خيمه کسي در اتش تب مي سوخت تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل سلامم به گرماي قلب تو دوست دلم لحظه اي با دلت روبروست بگو عاشقي تا سلامت کنم تمام دلم را بنامت کنم قصه نيستم، که بگويي... نغمه نيستم، که بخواني... صدا نيستم، که بشنوي... يا چيزي چنان که ببيني... يا چيزي چنان که بداني ... من درد مشترکم.. مرا فرياد کن..
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه کند، دنيا طعم صلح را مي چشد
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند. پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد. در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:27 موضوع: | لینک ثابت
تو اخرين اميدي واسه دل شكستم با حس بودن تو دوباره جون ميگيرم تحفه ي ناقابلي هست بيا ز دستانم بگير برو فكر منم نباش شايد كه اين خواست خداست بدون همون جا خاك شده دلي كه از عشقت ميمرد
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:22 موضوع: | لینک ثابت آرش
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:22 موضوع: | لینک ثابت خواهشا" نظر بدین
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر اوار غرورش همه ی وجودت له شده... چقدر سخته پشت بهش دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز هم چقدر سخته گل ارزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب از میان این همه صدا و این همه تصویر...هیچ کدام جای صدا و تصویر تو را نمی گیرند چند تا عکس.......بی نظر نمونه هااااااااااااااااااااااااااااااااااا......
نوشته شده توسط آرش (کوچولو) در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 20:21 موضوع: | لینک ثابت |
|||||||
|
|
|
|
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|
||